سخنرانی محمد حسین اقبال نیا در شب پنجم محرم سال ۱۴۰۵ با موضوع عظمت مقام امام حسین ع از منظر وحی
تاریخ: ۱۴۰۵/۳/۲۹
شب پنجم؛ عظمت حسینی از منظر وحی؛ درکناپذیریِ مقامات سیدالشهدا (ع)
موضوع اصلی منبر شب پنجم، ورود به اولین محور از بحث «عظمت حسینی از نگاه وحی»، یعنی شناخت «عظمت شخص شخیص آقا سیدالشهدا (ع)» بود. اساس این بحث بر یک قاعده مهم استوار است: هر حقیقتی به هر میزان که عظمت داشته باشد، تمام امورِ پیرامون و مرتبط با آن نیز به همان تناسب عظمت پیدا میکنند. اگر امام حسین (ع) مظهر عظمت بینهایت پروردگار است، پس گریه، زیارت، تربت و مجالس او نیز عظمتی ماورای فهم بشر دارند.
۱. عجز عقول از تحمل حقیقت مقامات اهلبیت (ع)
حقیقت جایگاه و فضائل اهلبیت (ع) به قدری وسیع و ثقیل است که حتی انبیا نیز ظرفیت درک کامل آن را ندارند؛ چه رسد به انسانهای عادی. در کتاب شریف «خرائج و جرائح» (قطب راوندی) روایاتی تکاندهنده در این باب آمده است:
سفید شدن موی سر در یک لحظه: مردی نزد امام حسین (ع) آمد و عرض کرد: از فضائلی که خدا برای شما قرار داده برایم بگو. حضرت فرمودند: «إِنَّکَ لَنْ تُطیقَ حَمْلَهُ» (تو هرگز طاقت تحمل آن را نداری). مرد اصرار کرد. امام صادق (ع) میفرمایند: امام حسین (ع) کلامی به او فرمود و پردهای از حقایق را برایش کنار زد، «فَما فَرَغَ الْحُسَیْنُ مِنْ حَدیثِهِ حَتَّی ابْیَضَّ رَأْسُ الرَّجُلِ وَ لِحْیَتُهُ» (هنوز کلام امام تمام نشده بود که موی سر و ریش آن مرد سفید شد). رحمت خدا شامل حال او شد که آن حدیث را از یاد برد، وگرنه جان میداد.
پرواز عقل: در روایت دیگری، از میان سه نفر که اصرار بر شنیدن فضائل داشتند، امام حسین (ع) رازی را در گوش یکی از آنها زمزمه کردند. امام صادق (ع) میفرمایند: «قامَ طائِرَ الْعَقْلِ» (آن مرد از جا برخاست در حالی که عقل از سرش پریده و دیوانه شده بود).
۲. منزّه بودن مقامات امام از توصیفات بشری
همانطور که ذات خدا، افعال خدا و اسم اعظم الهی (و حتی اسمی که فراتر از اسم اعظم است و هرگز به زبان نیامده و نخواهد آمد) قابل درکِ کامل نیستند، حقیقتِ اهلبیت نیز که عظیمترین مخلوقات خداوندند، از دایره فهم خارج است.
در زیارت جامعه کبیره (که اصیلترین شناسنامه شیعه است) میخوانیم: «لا أُحْصی ثَناءَکُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ» (من هرگز نمیتوانم ثنای شما را بشمارم و هرگز به کُنهِ مدح و منزلت شما نمیرسم). یعنی شما از هر توصیفی که منِ بشر بکنم، فراتر و عظیمترید.
۳. حیرت ملائکه از عظمت انوار اهلبیت (ع)
امام رضا (ع) در روایتی (نقل شده در عیون اخبار الرضا و علل الشرائع) میفرمایند: اولین باری که ملائکه نور ما اهلبیت را در عالم انوار دیدند، از شدت عظمتِ این نور گمان کردند که ما خداییم. ما برای تنزیه خداوند لاالهالاالله گفتیم: «لِتَعْلَمَ الْمَلائِکَةُ أَنَّا خَلْقٌ مَرْبُوبُونَ وَ لَسْنا بِآلِهَةٍ» (تا ملائکه بدانند که ما مخلوقِ پروردگاریم و اله نیستیم). این عظمت، تجلیِ نور اهلبیت در عوالم بالاست.
۴. ثارالله؛ خون خدا و بینهایت بودنِ پاداشها
وقتی ذات امام چنین عظمتی دارد، لقب «ثارالله» (خون خدا) به ایشان اطلاق میشود؛ یعنی کسی که کشته شدن او، به منزله ریخته شدن خونِ مکتب، لاالهالاالله و دین خداست. با این نگاه:
توبه در دستگاه حسینی: یک «السلام علیک یا اباعبدالله» حقیقی، بازگشتی کامل به سوی خدا و پاککننده ۷۰ سال گناه است.
ثواب بیشمار: امام صادق (ع) فرمودند ثواب گریه بر امام حسین (ع) برای شیعه اهلحق «ما لا یُحْصی» (غیرقابل شمارش) است. همچنین ثواب زیارت حضرت، معادل هزاران حجِ مقبول است که عدد آن را جز خدا کسی نمیداند.
جناب ابوذر غفاری فرمود: سنگینی مصیبت امام حسین (ع) به قدری عظیم است که اگر حقیقت آن را بدانید، «لَتَزْهَقُ أَنْفُسُکُمْ» (جان از تنِ شما خارج میشود).
نتیجهگیری:
ما هرگز نباید گمان کنیم که امام حسین (ع) را کاملاً شناختهایم. این یک جهل بزرگ است. امام حسین (ع) و مقامات ایشان، همیشه از آنچه ما میدانیم، میفهمیم و توصیف میکنیم بزرگتر و فراتر است. ما باید همیشه با کاسه گدایی و طلبِ معرفتِ بیشتر به درِ خانه این انوار مقدس برویم.