سخنرانی محمد حسین اقبال نیا در شب چهارم محرم سال ۱۴۰۵ با موضوع مصادیق عظمت در ابواب مختلف روایات
تاریخ: ۱۴۰۵/۳/۲۸
شب چهارم؛ عظمت بیانتهای خلقت، حرمت مؤمن و تجلی آن در دستگاه حسینی
منبر شب چهارم (که مصادف با شب جمعه و متعلق به امام زمان (عج) و شب زیارتی مخصوص سیدالشهدا (ع) است) با تأکید بر استحباب غسل زیارت و سلام به حضرت از پشتبام آغاز شد و در ادامه، پیرامون تداوم اصل «عظمت حسینی از نگاه وحی» به تبیین جایگاه شگفتانگیز مؤمن، وسعت خلقت و عمق معارف اهلبیت (ع) پرداخت.
وقتی هندسه دین را بررسی میکنیم، متوجه میشویم که نگاه وحی با نگاه مادی و سطحی بشر فرسنگها فاصله دارد:
۱. هندسه باطنی و پاداشهای شگفت اعمال ساده اجتماعی
در نگاه وحی، امور ظاهراً ساده دنیوی، دارای باطن و عظمتی عمیق و الهی هستند که هیچ هزینه، وقت یا خستگی خاصی برای انسان ندارند اما پاداش کائناتی دارند:
مصافحه (دست دادن): فرمودند وقتی دو مؤمن با هم مصافحه میکنند و دست یکدیگر را میفشارند، گناهانشان مانند ریزش برگهای پاییزی در باد شدید، فرو میریزد.
ادخال سرور (خوشحال کردن مؤمن): خوشحال کردن یک برادر دینی (با زنگ زدن، مشورت دادن، کمک مالی، هدیه یا رفع شبهه اعتقادی) عظمتی بینظیر دارد. امام صادق (ع) قسم یاد کردند که این سرور، ابتدا وارد قلب ما اهلبیت و سپس وارد بر پیشگاه خداوند میشود. این سرور در شب اول قبر به شکل جوانی خوشرو ظاهر شده و میگوید مایه آرامش توست: «أَنَا السُّرُورُ الَّذِي أَدْخَلْتَهُ عَلَى قَلْبِ أَخِيكَ الْمُؤْمِنِ» (من همان شادی و سروری هستم که بر قلب برادر مؤمنت وارد کردی)؛ این موجودیت تا دم بهشت و قیامت همراه انسان است.
زیارت مؤمن: در کتاب ایمان و کفرِ جلد دوم کتاب شریف کافی آمده است؛ هنگامی که برای دید و بازدید به درِ خانه مؤمنی میروید و دقالباب میکنید، پیش از باز شدن در، خداوند میفرماید: «إِیَّایَ زُرْتَ وَ ثَوَابُکَ عَلَیَّ» (مرا زیارت کردی و پاداش تو بر عهده من است) و خدا برای این کار به کمتر از بهشت راضی نمیشود.
تعامل با مؤمن، تعامل با خداست: در روز قیامت خداوند به بندهای میگوید چرا وقتی گرسنه/برهنه/مریض بودم به دادم نرسیدی؟ بنده میگوید تو که منزهی! خدا میفرماید فلان برادر مؤمنت گرسنه، بیلباس یا بیمار بود و تو نرفتی، اگر میرفتی: «لَوَجَدْتَنِي عِنْدَهُ» (مرا نزد او مییافتی).
۲. حرمت و شرافت مؤمن؛ فراتر از کعبه
همانطور که اکرام مؤمن، اکرام خداست؛ تحقیر، تهمت، غیبت، افشای سر و از بین بردن آبروی مؤمن نیز اهانت به خداوند است و خدا از آن نمیگذرد.
امام سجاد (ع) که مظهر اتمّ زهد و عبادت بودند، در اوج بندگی در مسجدالحرام رو به کعبه کردند و فرمودند: «ای کعبه! تو خیلی مقامت بالاست، اما یک مؤمن (اهل ولایت) شرافتش نزد خدا از تو بیشتر است».
۳. وسعت حیرتانگیز عالم و گریز از «سطحینگری»
دین آمده تا ما را از کوچکنگری نجات دهد. در اوصاف پیامبر (ص) آمده است: «رُفِعَتْ بِهِ نَوَاظِرُ الْعِبادِ» (به واسطه او چشمها و بصیرتهای بندگان اوج و رفعت یافت).
نگاه وحی، جهانبینی ما را بزرگ میکند:
عوالم نامحدود: امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ وَ أَنْتُمْ فِي آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ…» (خداوند هزار هزار [یک میلیون] عالم و هزار هزار آدم آفرید و شما در آخرین آن عوالم و آدمیان هستید).
عظمت ملائکه: در روایات آمده یک ملک وجود دارد که تنها در یک قطره اشکِ گوشه چشم او، کشتیرانان دهرها و صدها سال میتوانند حرکت کنند! یا ملکی که یک بالش در شرق، بال دیگرش در غرب، سرش به عرش و پایش در قعر زمین است و کل هفت آسمان و زمین مثل یک لقمه در دهان اوست؛ با این حال، مؤمن از ملائکه افضل است.
کرسی و عرش: قرآن میفرماید: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» (کرسی او آسمانها و زمین را در بر گرفته است) که همان ظرف علم الهی است.
۴. اسرار باطنی قرآن و عمق معارف اهلبیت (ع)
قرآن در ظاهر الفاظ است اما در باطن: «تِبْیانًا لِکُلِّ شَیْءٍ»، «لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ» و «کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ» است. امام صادق (ع) فرمود هیچ اختلافی بین دو نفر نیست مگر پاسخ آن در قرآن است ولی مردم نمیفهمند. همچنین فرمود: «إِنَّ عِلْمَ عَلِيٍّ كُلَّهُ فِي عسق» (تمام علم امیرالمؤمنین در حروف مقطعه “عسق” است).
معارف اهلبیت مظهر رفعت و عمق است: «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ» (همانا امر ما سخت و سنگین است)؛ امری است سرّ در سرّ و پیچیده. تا جایی که فرمودند: «اگر ابوذر میدانست چه در قلب سلمان میگذرد، او را تکفیر میکرد!» این یعنی حقایق جهان بسیار فراتر از عقل و فهم اندک ماست و باید از خدا شرح صدر خواست.