سخنرانی محمد حسین اقبال نیا در شب دوم محرم سال ۱۴۰۵ با موضوع سه مقدمه برای ورود به موضوع اصلی
تاریخ: ۱۴۰۵/۳/۲۶
شب دوم؛ پیشنیازهای فهم عظمت سیدالشهدا (ع) در افق وحی
برای درک عظمت امام حسین (ع) نباید خیالبافی کنیم یا از پیشِ خودمان حرف بزنیم؛ بلکه باید به منابع اصیل دین رجوع کنیم. در منبر شب دوم، پیش از ورود به بحث اصلی، سه مقدمه و قاعده حیاتی برای فهم کل معارف دینی (و به طور خاص شناخت سیدالشهدا) مطرح شد:
۱. اعتبار کتب حدیثی شیعه؛ حلقه وصل ما به وحی
برای فهم هر امری از دین، قدم اول داشتن نگاه کاملاً مثبت و قطعی به کتب حدیثی شیعه (مثل کافی، بصائر الدرجات و…) است. اصل در این کتب، «اعتبار و حجیت» است.
ضمانت الهی: همانطور که خداوند درباره قرآن میفرماید: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ» (ما خود ذکر را نازل کردیم و خود حافظ آنیم)، تفسیر این ذکر که کلام اهلبیت (ع) است نیز با اراده الهی محفوظ مانده است.
نظارت ۲۵۰ ساله: بر خلاف کتب سایر فِرَق که دچار تحریف و جعل شدند، احادیث شیعه تحت نظارت مستقیم و ۲۵۰ ساله نهاد امامت (از پیامبر تا عصر غیبت) تدوین و منتشر شدهاند.
اتصال به سرچشمه: امیرالمؤمنین (ع) درباره تفاوت منابع علمی مردم فرمودند که عدهای از آبهای آلوده نوشیدند، اما شیعیان به سرچشمههای زلالی وصلاند که: «تَجْرِي بِأَمْرِ رَبِّهَا لا نَفَادَ لَهَا» (به فرمان پروردگارش جاری است و تمامی ندارد). رجوع به این کتب، به معنای نشستن پای درس خودِ امام معصوم است.
۲. دریافت خالص مدعای دین؛ با ذهن خالی سراغ روایات برویم!
در هر موضوعی (از توحید، احکام حجاب و محرم/نامحرم گرفته تا عظمت گریه و زیارت امام حسین)، ابتدا باید با ذهنی خالی از پیشفرضهای شخصی، ببینیم خودِ صاحبان دین چه تعریفی ارائه دادهاند.
پذیرش مدعا قبل از قضاوت: اگر روایت میگوید زیارت سیدالشهدا (ع) معادل زیارت خدا در عرش، یا برابر با دهها حج و عمره است، ابتدا باید این «مدعا» را خالصانه بشنویم و دریافت کنیم؛ نه اینکه قبل از رجوع به احادیث، با عقل ناقص خودمان آن را تعریف یا رد کنیم.
عذرِ «نمیدانستم» پذیرفته نیست: در قیامت، خداوند بندگان را مؤاخذه میکند؛ امام صادق (ع) میفرمایند اگر بنده بگوید نمیدانستم، خطاب میرسد: «هَلّا تَعَلَّمْتَ؟» (چرا نرفتی یاد بگیری؟) و اگر بگوید میدانستم، میفرماید: «هَلّا عَمِلْتَ؟» (چرا عمل نکردی؟). در عصر ارتباطات، بهانهای مثل «وقت نداشتم» برای یادگیری احکام دین پذیرفته نیست.
۳. اصل در دین، «عظمت» است (مقدمه شب آینده)
هیچ حکم و دستور سطحی و سادهای در دین نداریم. همه چیز عظیم، عمیق و صاحب اسرار و لایههای باطنی است (مثلاًرمی جمرات در حج، صرفاً پرتاب چند سنگ نیست، بلکه در باطن عذاب کردن دشمنان دین است). بنای نگاه ما به دین باید بر پایه «عظمت» باشد.
نکته کلیدی منبر:
ما «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ» نیستیم که خودسرانه قرآن را تفسیر کنیم؛ ما برای فهم عظمت دین، نیازمند کلام اهلبیت (ع) هستیم چرا که آنها خزانهداران علم الهی («خُزَّانُ اللَّهِ عَلَى عِلْمِهِ») هستند.